و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون
نامه حمایت آمیز آیت الله حسن صانعی از سیدحسن خمینی
 هر که زنده باشد و موثر ، به او اهانت می کنند
دشمنان دوباره جرات پیدا کرده اند
 
آیت الله حسن صانعی عضو دفتر امام ( ره ) با صدور نامه یی خطاب به سیدحسن خمینی ضمن اعلام حمایت خود از راه امام و بیت او اعلام کرد در شرایط جدید دشمنان قسم خورده راه خمینی بار دیگر جرات جسارت پیدا کرده اند اما شما بدون توجه به این هجمه ها پشتیبان راه امام باشید و بدانید ما هم از شما و راه امام دفاع خواهیم کرد. در نامه آیت الله صانعی آمده است؛

جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سیدحسن آقا خمینی دامت افاضاته

یادگار گرامی و نوه عزیز حضرت امام(س)

پس از سلام

اکنون که جناب عالی و کیان امام و روحانیت به جرم بیان اندیشه های تابناک امام در خصوص ضرورت عدم دخالت نیروهای مسلح و نظامی در مسائل سیاسی و انتخابات از ناحیه معدودی از افراد و جریان های منحرف و مشکوک مورد اهانت و توهین قرار گرفته اید نکاتی را متذکر می شوم.

1- اینجانب در یکی از روزهای پیش از انقلاب به مناسبتی خدمت امام عرض کردم؛ زیر بار هیچ کس جز شخص حضرت عالی نمی روم. امام فرمودند شما زیر بار من هم نرو.

2- امام فرمودند؛ در ایامی به من نسبت شرک و کفر دادند، من دقایقی با خود فکر کردم که آیا من مشرک و کافر بالله هستم؟ دیدم من مشرک و کافر بالله نیستم لذا هر چه توانستند از مذمت و بدگویی کوتاهی نکردند و بحمدالله در نفسانیت من کوچک ترین اثر سوئی نگذاشت.

3- روزهای اول مبارزه معمولاً صبح زود به منزل امام می رفتم. در یکی از روزها تصادفاً اعلامیه یی که به در منزل امام الصاق شده بود توجه مرا جلب کرد. دقایقی به متن اعلامیه توجه و بسیار متاثر و ناراحت شدم از اینکه آنچه در شأن خودشان بود نوشته بودند. اعلامیه را برداشته و سراسیمه به خدمت امام رسیدم، امام از وضع غیرعادی من سوال فرمودند. من اعلامیه را به دست ایشان دادم امام پس از مطالعه آن با روحیه یی آرام نکات سه گانه یی به این شرح فرمودند؛ اول- من صبح زود که برای قدم زدن از خانه بیرون رفتم اطلاعیه را دیدم و اعتنایی نکردم. دوم- تا به حال دیده اید که به افراد مرده و بی اثر ناسزا بگویند؟ حتماً ندیده یی. علتش آن است که سال هاست از دنیا رفته و منشاء اثری نیست لکن کسانی که منشاء اثر باشند چه زنده یا مرده مورد توهین و اهانت قرار می گیرند. چرا به نبی اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) ناسزا می گویند چون اندیشه های آنان زنده و منشاء آثار واقعی است. سوم- تا باب توهین برای این مبارزه الهی باز نشود مبارزه پیشرفت نخواهد کرد و ما به اهداف خود نمی رسیم. این قبیل اعلامیه نباید ما را متأثر کند بلکه باید موجب خشنودی ما شود. لذا امام بزرگوار به دنبال بدگویی و سخنان سخیف و توهین آمیز حاکمان ظلم و ایادی آنان با اتکال به خدا و روشنگری و صدور بیانیه و استدلال و منطق و پشتیبانی ملت شریف توانست بنیاد سلطنت را متزلزل و نابود و پرونده سیاه آن را برای همیشه مدفون سازد.در یک زمان دیگری نیز فرمودند؛ چون دشمنان جرات توهین به من را ندارند به احمد و نزدیکان من اهانت می کنند، احمد ناسزاها را تحمل کند و خدا را شاکر باشد.چند مرتبه ابتدا به ساکن از وضع آتیه من و مرحوم والد رضوان الله علیه که همگان می دانند چه ایثارها و فداکاری ها و لیاقت هایی را از خود نشان داده است مطالبی را عنوان کردند که نشانگر چنین روزهایی بود. در حال حاضر نیز کسانی که این زمزمه ها را در بعضی از سایت ها ساز کرده اند، در پوشش انقلاب بر بیت امام و فرزندان ایشان حمله می کنند که تماماً از ضدیت با اسلام ناب و انقلاب اسلامی نشات می گیرد و این برخوردها با شخصیت هایی چون جناب عالی برای اولین بار و آخرین بار نیست و هزینه هایی است که برای جدیت در راه امام و تثبیت و ترویج اندیشه های آن بزرگوار باید پرداخت کنید و این مطلبی است که حضرت امام مرتباً به اینجانب و عم بزرگوار شهیدتان و مرحوم والد نیز می فرمودند و توصیه می کردند و از قبل آماده باش می دادند.توصیه اینجانب به جناب عالی به عنوان دوست دیرین مرحوم والد این است که همیشه این آیه را تکرار کنید تا مفهوم متعالی آن در روح شما ملکه شود «الا بذکر الله تطمئن القلوب»
۱۳۸٦/۱۱/٢۸ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

آخرین کلمات مرحوم آیت‌الله توسلی : امام (ره) ‌اهانت مقدس‌نمایان متحجر به خانواده

محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی به خبرنگار عصرایران گفت: براساس آیین نامه مـجمع تشخیص، هرکدام از اعضا می‌توانند در صورت تمایل، قبل از شروع جلسه رسمی – که با تلاوت قرآن صورت می‌گیرد – در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح دیروز نیز، در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی، قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفت قصد بیان چند جمله‌ای را دارد. محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حـضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه‌ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز‌های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کـرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومـتـحـجـر و واپسگرا در قالب دفاع از امام، فرزندان، دوستان، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسئول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه‌های امام را بیان کند چه کسی می‌تواند این کار را انجام دهد. وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می‌گفت و در مواردی اشک ریـخـت و بـا گـریـه ادامـه سـخـن می‌داد و از شدت تأثر، منقطع سخن می‌گفت.هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می‌کوشیدند خود را مطرح کنند، خاطره‌ای را از دوران حیات حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می‌خواستند و امامدر رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال‌ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: "از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده‌ام، آن چیست؟" که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید. هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود و با استناد به آنها سخن می‌گفت، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده‌اند مبارزه و سختی‌ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان‌تر بود بلکه زخم زبان‌ها و طعنه‌ها ، بسیار دردناک‌تر و جگر سوز‌تر از گلـوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می‌کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءالله پیوسته‌اند.

سکته آیت الله توسلی در پی بی حرمتی به بیت امام

قـدرت الله علیخانی نماینده بویین زهرا و آوج در مجلس گفت: آیت الله توسلی از اعضای بیت امام که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بود در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام دچار عارضه قلبی شدید شد. علیخانی درباره علت این حادثه افزود: در حالی که آیت الله توسلی به شدت از توهین‌های اخیر به بیت امام عصبانی و در حال اعتـراض خـود در مجمـع بود، دچار عارضه قلبی شد. علیخانی گفت: قطعا خون این فقیه وارسته بر گردن کسانی است که زمینه بی حرمتی به بیت امام را فراهم آورده‌اند.

۱۳۸٦/۱۱/٢۸ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خطبه ۶۴ نهج البلاغه یِ حضرت علی (ع)

در توحید الهی

 

حمد و سپاس ، خداوندى را که پیشى نجسته است صفتى یا حالى از او ، صفت یا حالى دیگر را . بدین معنى ، که اول باشد پیشتر از آنکه آخر باشد و آشکار باشد پیشتر از آنکه نهان باشد . جز او ، هر چه نام وحدت دارد ، اندک و بیمقدار است و جز او هر عزیزى ذلیل است و جز او هر نیرومندى ناتوان است و جز او هر مالکى بنده است و جز او هر دانایى ، نوآموزى است و جز او هر توانایى ، گاه تواناست و گاه ناتوان ، و جز او هر شنوایى ، آوازهاى خفیف و لطیف را نشنود و فریادهاى درشت گوشش را کر کند و هر آواز ، که از او دور باشد نتواند شنید .

جز او ، هر بینایى از دیدن رنگهاى پنهان و اجسام لطیف نابیناست . و جز او ، هر آشکارى در نهان نیست و جز او ، هر نهانى آشکار نباشد . آن چیزها که آفریده نه براى آن است که بر سلطه و قدرت خود بیفزاید و نه به جهت بیم از حوادث روزگار و نه به خاطر یارى جستن در دفع همتایى جنگجو یا شریکى توانگر یا ضدى برترى جوى ، بلکه موجودات همه و همه پروردگان او هستند و بندگانى بى‏مقدار . در اشیاء حلول نکرده ، که توان گفت در درون آنهاست و از آنها دور نیست ، که توان گفت جدا از آنهاست . تدبیر کارها و آفریدن موجوداتى ، که در آغاز آفریده ، او را خسته و مانده نکرده است . و هرگز در آفرینش ناتوان نشده که از آن باز ایستد . در آنچه قضا رانده و مقدر کرده ، شبهه‏اى در او راه نیافته ، بلکه همواره قضایى بوده است استوار و علمى محکم و فرمانى ثابت و برقرار . اوست امید همگان در عین خشم و عقوبت و با وجود نعمتهایى که ارزانى مى‏دارد همگان از او بیمناک‏اند .

۱۳۸٦/۱۱/۱٩ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خطبه ۶۳ نهج البلاغه یِ حضرت علی (ع)

در تشویق به عمل صالح

 

از خداى بترسید ، اى بندگان خداى . و پیش از آنکه مرگتان فرا رسد دست به اعمال صالح زنید و با نعمت ناپایدار دنیا ، ثواب ابدى آخرت را به دست آورید . بار سفر بربندید ، که این سفر را به اصرار از شما خواهند . مهیاى مرگ باشید ، که بر سرتان سایه افکنده است . از آن جماعت باشید ، که چون بر آنان بانگ زنند بیدار مى‏شوند و مى‏دانند ، که دنیا جاى درنگ نیست . از این رو ، دنیا را داده‏اند و آخرت را به عوض گرفته‏اند . خداوند سبحان شما را به عبث نیافریده و به هر حال خود رها نکرده است .

میان شما و نعمت بهشت و آتش دوزخ فاصله‏اى جز مرگ نیست ، مرگى که بى‏تردید آمدنى است . و چه کوتاه است مدت عمر تو ، زیرا از گذشت لحظه‏اى ، مى‏کاهد و از رفتن ساعتى ، بنیادش درهم مى‏ریزد . غایبى که گذشت شب و روز به اصرار فرا مى‏خوانندش شتابان بازخواهد گشت . قاصدى که با بشارت رستگارى یا تهدید شوربختى از راه مى‏رسد ، سزاوار است ، که با نیکوترین توشه پذیرایش شوى . [ پس ، از این جهان توشه آخرت بردارید تا خود را از عقوبت روز جزا در امان نگه دارید . ] بنده‏اى از پروردگار خود مى‏ترسد ، که خود به اصلاح حال خویش پردازد و پیش از مرگ توبه کند و بر خواهشهاى نفس خود پیروز گردد . زیرا اجل چهره فرو پوشیده و آرزوها فریبنده و شیطان مهیا و در کمین است تا گناهان را در چشم او بیاراید و به ارتکاب معاصى برانگیزاندش . شیطان آدمى را به توبه امیدوار سازد و او ، بدین وسوسه ، هر بار توبه را به تأخیر اندازد ، تا بناگهان مرگ بر او هجوم آورد ، در حالى که ، از خیال مرگ غافل است . اى حسرتا بر کسى که دستخوش غفلت گردد و روز قیامت زندگى دنیوى او بر ضد او گواهى دهد و زیستن در این جهان او را به شقاوت کشاند . از خداوند سبحان مى‏خواهم ، که ما و شما را در زمره کسانى قرار دهد که نعمت دنیا سرمستشان نمى‏سازد و هیچ هدفى آنان را از فرمانبردارى پروردگارشان باز نمى‏دارد و مرگ سبب پشیمانى و اندوهشان نمى‏شود .

۱۳۸٦/۱۱/۱٩ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خطبه ۶۲ نهج البلاغه یِ حضرت علی (ع)

در نکوهش دنیا

بدانید ، که دنیا سرایى است که کس از گزند آن در امان نماند ، مگر به اعمال نیکى که هم در دنیا به جاى مى‏آورد . رهایى نیست براى کسى که در انجام دادن اعمال ، همه همتش دنیا باشد . اهل دنیا گرفتار دنیا شده‏اند تا امتحان خود را بدهند . آنچه از دنیا ، براى دنیا ، مى‏گیرند ، باید که واپس نهند و حساب آن پس دهند . و آنچه از دنیا براى توشه آخرت مى‏گیرند ، چنان است ، که آن را پیشاپیش فرستاده‏اند و در آن جهان از نعمت آن بهره یابند . دنیا در نزد خردمندان همانند سایه زوال ظهر است ، که هنوز گسترده نشده ، روى به کوتهى نهد و هنوز افزون نشده ، نقصان پذیرد .

۱۳۸٦/۱۱/۱٩ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 
 

قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان کشمکش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2). و بـا یک حـرکت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب کلیدى دسـت یافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حکومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حکومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید که اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشکار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سکوت کند و احساس وظیفه مى کرد که در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت کند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى که از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است که از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد که امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق, تکیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاکمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاءکیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود:
ویژگى هاى پیشواى مسلمانان

1 - در نخستین روزهایى که امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود, در پاسخ ولید که پیشنهاد
بیعت بـا یزید را مطرح کرد, فـرمود: اینک که مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند, باید فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى کوفیان, نوشت:
... امام و پیشواى مسلمانان کسـى اسـت که بـه کتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى کرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بیضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ایراد کرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:
((مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حکومت ستـمگرى مواجـه گردد که حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شکند, بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد, ولى او در مقابـل چنین حکومتى, بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نکند, بـرخـداوند است که آن فرد(ساکت)را بـه کیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(که مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند, از دیگران شایسته ترم ...)) (6).
حاکمیت بـنى امیه که امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت کـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:
محو سنتها و رواج بدعتها

آن حـضرت پـس از ورود بـه مکه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت:
((...اینک پیک خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به کتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى کنم, زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنوید, شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم کرد...)) (7). دیگر به حق عمل نمى شود.
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود:
پـیشامدها همین است که مى بـینید, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندکى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و کم علف, به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است.
آیا نمى بینید که دیگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد که شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).
مسخ هویت دینى مردم

حاکمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هویت دینى مردم را مسخ کرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنیایند, دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى که معاش و زندگى مادیشان رونق دارد, در اطراف دین گـرد مىآیند, اما زمانى کـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند, دینداران در اقلیت هستند.
پیام جاوید قیام امام حسین(ع)

پیام قیام با شکوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست, بلکه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مکان است, هرجا و در هر جامعه اى که به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا که احکام خدا تغییر و تحریف یابد و حاکمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار کنند, در هر جـامعـه اى که ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى یزیدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, کارى حـسینى خواهد بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقیها:
1 - سـیدعـلیخـان مدنى, الدرجـات الرفیعـه, ص 243, ابـن ابـى الحدید, شرح نهج البلاغه, ج8, ص 257 - مسعودى, مروج الذهب, ج3, ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحدید, همان کتاب, ج9, ص 53(خطبه 139) و نیز ج2, ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر, الاستیعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشیه الاصابه)ج4, ص 87.
- این حرکت از اواخر خلافت خلیفه دوم آغاز گردید که معاویه از طرف وى به حکمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در این سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نیز(12 سال) در این منصب ابـقا گردید و از همـان سـالـها رویاى خـلافـت آینده خـود را مـى دید و پایه هاى آن را مى ریخت و در اواخـر خـلافت عثـمان, در واقع وى در مدینه خلیفه تشریفاتى بود و تصمیم گیرنده اصلى, حاکم مقتدر شام بود.
3 - نگاه کنید به: امام حسین(ع) و جـاهلیت نو, جـواد سلیمانى, قم, انتشارات یمین.
4 - سید بن طاووس, اللهوف فى قتلى الطفوف, ص 11.
5 - طبرى, تاریخ الامـم والـمـلـوک, ج6, ص 196 - شـیخ مـفـید, الارشاد, ص 204.
6 - طبرى, همان کتاب, ص 229 - ابـن اثیر, الکامل فى التاریخ, ج4, ص 48.
7 - طبرى, همان کتاب, ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه, تحف العقول, ص 245 - طبـرى, همان کتاب, ص 239.

۱۳۸٦/۱۱/۱۳ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
علی


تماس با ما


مطالب پیشین

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت