و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون
خورشیــد خیبــــر

شهید حجت الاسلام و المسلمین محلاتی :او انسانی بود که برای خدا کار می کرد و بالاترین اعمال را داشت . شهید حاج همت هر کاری را که از آن سخت تر و دشوارتر نبود به عهده می گرفت . خدا رحمتش کند . کارهای او حساب شده و بسیار قابل تمجید و تکریم بود .در طول جنگ تحمیلی ، نبردی سنگین تر و مشکل تر و توان سوز تر از عملیات خیبر در جزایر مجنون نبود و در چنین هنگامه ای عظیم ، هراسناک و هول انگیز ، شهید حاج محمد ابراهیم همت میدان دار نبرد بود .

 مردی که حلقه ی ازدواجش را هرگز از دستش در نیاورد 

مردی که در همان نوجوانی و پیش از ورود به دبیرستان ، به خاطر دامنه کوشش و همت در روزه داری و به جای آوردن نماز و سایر فرایض دینی ،‌ لقب روحانی خانه را به او داده بودند .مردی که از اصلی ترین عناصر انقلابی زمان طاغوت در شهرضا بود .مردی که هر وقت در خانواده حرف از ازدواج به میان می آمد ،‌ می گفت : من یکی را می خواهم که تا قدس هم بتواند دنبالم بیاید و وقتی که با خنده ی اعضای خانواده روبرو می شد و می شنید که : پس تو همسر نمی خواهی ، همسفر می خواهی ! می گفت : نه همسر ، نه همسفر ؛ من هم سنگر می خواهم !مردی که پس از اولین دیدارش با امام راحل ، حال خوبی پیدا کرده بود . تا مدت ها از یادآوری این دیدار سرمست می شد ؛ می گفت : امام دست خود را بر سرم کشید ، لحظه ی خیلی شیرینی بود ؛ تا عمر دارم فراموشش نخواهم کرد .مردی که در میان هم رزمانش به آدمی که کیلومتری می خوابد معروف شده بود ؛ چون هیچ گاه وقت نداشت یک جا چهار یا پنج ساعت بخوابد ، همه اش توی ماشین و در مسیرهای می خوابید . مردی که خانه اش عقب ماشینش بود ! سه تا کاسه ، سه تا بشقاب ، سه تا قاشق ، یک سفره پلاستیکی کوچک و یک سری خرده ریز دیگر ، همه در صندوق عقب ماشینش بود ؛ می گفت دنیا را گذاشته ام برای دنیا دارها ، خانه هم باشد برای خانه دارها .مردی که هرگز حلقه اش را از دستش در نیاورد و آن را نشانی از همراهی همسر خود می دانست . سید محمد دستواره ،‌ قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله ، در باره ی حاج ابراهیم همت می گفت : حاجی به نماز اول وقت ؛ به اینکه همیشه وضو داشته باشد ؛ به دعا و تعقیبات نماز و قرائت زیاد قرآن ؛ و توسل به ائمه اطهار (ع) توجه فراوانی داشت ! وقتی پیکر مطهر شهید همت را تشییع کردند ، همه دوستان و علاقه مندانش دور تابوت جمع شده بودند . یکی از دوستان صمیمی اش را در میان جمع دیدم . جلو رفتم ، سلام و علیک و احوال پرسی کردم . پرسیدم شما وقت شهادت حاجی با ایشان بودید ؟ گفت : لحظه شهادت نه ، ولی چند لحظه قبل از شهادت ، چرا !گفتم : آخرین باری که او را دیدی ، چه وضعیتی داشت ؟گفت : حدود نیم ساعت قبل از شهادت ، آمد توی سنگر ما . می خواست به بچه ها سرکشی کند . شنیده بودم که چند روزی است چیزی نخورده و لحظه ای هم نخوابیده است . چهره اش هم این را نشان می داد . خسته و گرفته بود و دیگر رمقی برایش نمانده بود . گفتم : حاجی بیا چیزی بخور .گفت : نمی خورم ، رزق دنیا به روی من بسته است . من دیگر از این دنیا سهمی ندارم ! 

زندگی نامه 

شهید محمد ابراهیم همت در روز 12 فروردین 1334 در شهرضا یکی از شهرهای استان اصفهان ، در خانواده ای مستضعف و متدین به دنیا آمد . در سال 1352 وارد دانشسرای اصفهان شد . پس از دریافت مدرک تحصیلی فوق دیپلم به سربازی رفت و بعد از آن ، روی به مبارزه با رژیم طاغوت آورد و با گروه های مبارز مسلمان مرتبط شد .پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، همت فعالیت های خود را گسترش داد ؛ کمیته انقلاب اسلامی و هسته ی اولیه ی سپاه شهر را شکل داد . در اواخر سال 1358 ، بر حسب ضرورت ، به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک استان سیستان و بلوچستان عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده ی فرهنگی پرداخت .در اواخر سال 1359 به منطقه ی کردستان اعزام شد . بر اساس آماری که از یادداشت های آن شهید به دست آمده است ، سپاه پاسداران پاوه از مهر 1359 تا دی ماه 1360 با فرماندهی مدبرانه ی او ، 25 عملیات موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار ،‌ آزاد سازی ارتفاعات و در گیری با نیروهای ضد انقلاب داشته است .پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق ، شهید همت به صحنه ی کارزار وارد شد و در طی سالیان حضور در جبهه های نبرد ، خدمات شایان توجهی از خود بر جای گذاشت و افتخارها آفرید . به همراه شهید حاج احمد متوسلیان ،‌ تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل داد و در عملیات فتح المبین مسئولیت بخشی از عملیات به عهده این سردار دلاور بود . در عملیات پیروزمندانه ی بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمد رسول الله (ص) فعالیت کرد . با شروع عملیات رمضان در تاریخ 23/4/1361 در منطقه شرق بصره ، فرماندهی تیپ 27 حضرت رسول (ص) را به عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر ، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی آن انجام وظیفه کرد . در والفجر مقدماتی مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص) لشکر 31 عاشورا ،‌ لشکر 5 نصر و تیپ 10 سید الشهدا (ع) بود را بر عهده گرفت .و سرانجام در عملیات خیبر ، در جزیره ی مجنون ، و در 17 اسفند 1362 ، این جان نا آرام و شیدا ، بهانه ی وصل به معبود را با ترکشی که بر پیکرش نشست ، پیدا کرد و شهد دلنشین شهادت را لا جرعه سر کشید . خدایش با اولیا محشور گرداند .

 

سلام

از آنجا که ارادت خاصی به این شهید بزرگوار دارم ، یک سری سی دی زندگی نامه و خاطرات همسر و هم رزمان شهید همت را به صورت رایگان در اختیار علاقه مندان قرار می دهم .

التماس دعا

۱۳۸٦/۱٢/۱۸ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
علی


تماس با ما


مطالب پیشین

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت