و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون
حامــی ولــی

زینب (س) در موارد عدیده‌ای جان امام سجاد (ع) را از خطر مرگ حتمی نجات داد. در هیچ شرایطی از امام غافل نشد و مراقب حضرت (ع) بود.

الف: در روز عاشورا، وقتی لشکر ابن سعدملعون برای غارتگری به خمیه‌ها ریختند و خواستند آن حضرت را به قتل برسانند، زینب (س) رو به دشمنان کرده و فرمود: « به خدا قسم نمی‌گذارم او را بکشید، مگر این که اول مرا بکشید.»

ب: روز یازدهم محرم، امام سجاد (ع) را به جهت بیماری روی شتر بستند. وقتی ازکنار پیکر شهدا می‌گذشت، بغض سنگینی، راه گلویش را بست؛ تا آن‌جا که دیگران گمان کردند ایشان جان به جان آفرین تسلیم می‌کند. در همین لحظه زینب (س) سراسیمه خود را به او رساند و فرمود: « ای پسر برادر ! شیطان تو را دور نکند از صبر و تحملِ آن چه که می‌بینی. بدان که این عهدیست از جانب خدا که با جد، پدرت و عمویت منعقد شده است. خداوند عهد و پیمان گرفته از اشخاصی از این امت که متکبران و حیله‌گران این عالم، آنان را نمی‌شناسند. ...»
امام (ع) پرسید: ای عمه ! این عهد و پیمان که می‌گویی، کدام است؟ زینب (س) به وعده‌ای که جبرائیل بر حضور اهل بیت پیامبر (ص) و شیعیان امیرمؤمنان (ع) در بهشت به پیامبر (ص) داده بود، اشاره کرد.

ج: مجلس ابن زیاد: ابن زیاد دستور قتل امام را صادر کرد. زینب (س) حضرت (ع) را در آغوش گرفت و فرمود: اگر بخواهید او را بکشید، باید مرا از بین ببرید.

د: مجلس یزید: در حضور یزید، امام (ع) آیه 22 سوره حدید را تلاوت کرد. او نیز عصبانی شده و دستور داد گردن حضرت (ع) را بزنند. بار دیگر فریاد زینب بلند شد: « ای یزید آیا آن‌چه خونریزی کردی و کشتی، کافی نیست. به خدا سوگند که او را اگر خواستی بکشی، همه‌ی ما را نیز با او به قتل برسان.

خدا کنه فاصله ی شور حسینی تا شعور عاشورایی فقط

به اندازه ی یک عین باشه !

 

۱۳۸٧/۱٠/٢۱ - علی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
علی


تماس با ما


مطالب پیشین

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت